ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

68

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

أرى اثرا منه بعينيك بيننا * لقد اخذت عيناك من عينه حسنا يعنى من ترا فرستادم كه خبر خوش و اميد بخش به يارى و تو بيك نگاه از او رستگار شدى . تو مرا ( با نمايندگى و جستجوى خوشى ) اغفال كردى بحديكه من به تو بدگمان شدم . من با همه دورى با معشوق خود ( هواى من در اوست ) مناجات كردم . اى كاش چنين مناجاتى مرا از نزديك شدن تو بىنياز مىكرد . ( ولى چنين نيست و بىنياز نشدم ) زيرا اثرى در چشم تو از چشم او ديدم كه بسيار هويدا بود كه ديده تو از او زيبائى ربود . گفته شد : مامون معنى اين شعر را از عباس بن احنف گرفته كه اين معنى چنين پرورانيده بود : إن تشق عينى بها فقد سعدت * عين رسولى و فزت بالخبر و كلما جاءني الرسول لها * رددت عمدا فى طرفه نظرى خذ مقلتى يا رسول عارية * فانظر بها و احتكم على بصرى يعنى : اگر ديده من بسبب او تيره بخت و رنجور شود ديده نمايندهء من نيك بخت مىشود و من با خبرى كه از او مىرساند رستگار مىشوم . هر گاه رسول من از او خبرى بيارد من نگاه خود را در ديده او تكرار ميكنم ( كه تمتع كنم ) . اى رسول چشم مرا بعاريت بگير ( و نزد او ببر ) و با ديدهء من او را ببين و هر چه ميخواهى حكم و تحكم بر من و بر نگاه و بصر من بكن . گفته شد : يزيدى روزى نزد مامون شكايت كرد كه من بدهكارم . مامون گفت : در اين روزگار من چيزى ندارم به تو بدهم كه براى تو كافى باشد . گفت : اى امير المؤمنين بستانكاران مرا ستوه آورده‌اند . گفت : تو خود كارى براى خويش بينديش كه سودى داشته باشد و وام ترا بپردازد . گفت : تو نديمانى